چشم به راه . . .

کدام کتاب را بخوانم؟ کنار کدام خوشه ی انگور بمانم؟ به سوی کدام اقیانوس پارو بزنم؟ چه کنم با مظلومیت پیراهنم ؟ کدام سیب بوی دهان تو را دارد؟ بوی عشق و مهربانی را؟ در چشم چه کسی تصویر تو شفاف تر می نشیند؟ چه کسی روز و شب تو را از هر پنجره ای که دلش بخواهد، می بیند؟
وقتی با توام، چراغ اتاقم خاموش نمی شود و هیچ خاطره ای فراموش نمی شود وقتی با توام ، ملکوت دردست ها ی کوچک من است ومی توانم به همه ی فرشتگان فخر بفروشم . نیمی سلام نیمی بدرودم، نیمی کویر و نیمی رودم ودیشب باز از تو سرودم. همه ستاره ها به زمین آمدند . به دیدار این دل غمگین آمدند .


