تبليغاتX
رنگین کمان

چشم به راه . . .

 

 

  نیمی خواب، نیمی بیدار ، نیمی انسان ، نیمی فرشته ام و همواره از تو نوشته ام . گریه ها و خنده ها ، بال های پرنده ها ، هرچه بود و هرچه هست  ،لحظه های بی شکست ، قصه های واپسین ،عشق های اتشین ، افتاب و اسمان وقلب های مهربان جلوه ای از حضور توست .نیمی آواز ، نیمی سکوت ، نیمی نور ونیمی سوت و کورم وهمواره از تو دورم .به رنگین کمان که می نگرم به عطر های بیکران که دست میزنم، از تو دورتر می شوم. این همه فاصله را چگونه تاب بیاورم؟ کاش می توانستم برای شبهای وحشی ام کمی مهتاب بیاورم.

کدام کتاب را بخوانم؟ کنار کدام خوشه ی انگور بمانم؟ به سوی کدام اقیانوس پارو بزنم؟ چه کنم با مظلومیت پیراهنم ؟ کدام سیب بوی دهان تو را دارد؟ بوی عشق و مهربانی را؟ در چشم چه کسی تصویر تو شفاف تر می نشیند؟ چه کسی روز و شب تو را از هر پنجره ای که دلش بخواهد، می بیند؟

وقتی با توام، چراغ اتاقم خاموش نمی شود و هیچ خاطره ای فراموش نمی شود وقتی با توام ، ملکوت دردست ها ی کوچک من است ومی توانم به همه ی فرشتگان فخر  بفروشم . نیمی سلام نیمی بدرودم، نیمی کویر و نیمی رودم ودیشب باز از تو سرودم. همه ستاره ها به زمین آمدند . به دیدار این دل غمگین آمدند .

 

!! ????? ??? ???? رنگین کمان | 8:27 | شنبه 1385/05/14