تبليغاتX
رنگین کمان

باز این چه شورش است که در خلق عالم است !

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین

 

!! ????? ??? ???? رنگین کمان | 13:9 | دوشنبه 1384/11/24

اشک و شادی

 

 

اشک و شادی

مرد ثروتمندی همراه با هشت پسر و دخترش و نوه هایش در یک باغ بزرگ زندگی می کرد و با اینکه همه چیز داشت، نگران نوه ها و فرزندانش بود که به خاطر ثروت او، هیچ کدام کار نمی کردند و زحمت نمی کشیدند. یک روز مرد ثروتمند فکری به سرش زد و ...

فردا صبح هر کدام از پسر ها و دختر ها و عروس ها و دامادها و نوه ها که می خواستند از وسط جاده ی باغ بزرگ بگذرند، چشمشان به تخته سنگ بزرگی افتاد که راه عبور و مرور آنها را سخت کرده بود. اما آنها که نمی دانستند مرد ثروتمند از پنجره ی اتاقش دارد آنها را نگاه می کند، بدون اینکه به خودشان زحمت بدهند که لااقل سنگ را از سر راه بقیه ی افراد خانواده بردارند، از کنار تخته سنگ گذشتند و رفتند.خورشید کم کم داشت غروب می کرد و مرد ثروتمند از دیدن آن صحنه ها سخت متاثر شده بودکه ناگهان متوجه شد که پیرمرد خدمتکار در حالی که لوازم زیادی در دست داشت، همین که به تخته سنگ رسید، لوازمش را پایین گذاشت و به هر سختی بود تخته سنگ را برداشتو آن را از سر راه دور کرد و ... که در همان لحظه چشمش به یک کیسه ی صد دلاری افتاد. پیرمرد باغبان داخل کیسه را نگاه کرد تا صاحبش را پیدا کندف که یادداشتی را وسط بسته های صد دلاری دید که نوشته شده بود:"  هر سد و مانعی که سر راهتان   باشد، می تواند مسیر زندگیتان را تغییر دهد، به شرط آنکه سعی کنید آن مانع را از سر راه بردارید! " پیرمرد باغبان خوشحال بود، اما پیرمرد ثروتمند به حال فرزندانش اشک می ریخت.

 

اثری از نگرو آردیلس

 

 

!! ????? ??? ???? رنگین کمان | 13:20 | سه شنبه 1384/11/04