تبليغاتX
رنگین کمان

خزان تر از پاییز ...!!!

 

و امروز که زندگی ام پاييزی تر شده...!؟! بخوان تا بدانی که زندگی ام  در اين خزان زيبا چقدر دردناک است،... !!!گويي اين سرمای زودرس نويد طوفانی را می دهد که حتی فکرش را هم نخواهم کرد.... انگار طعم آرامش را هرگز در عمرم نخواهم چشيد و همان بهتر که برای هميشه فکر آرامش و آرزوی يک زندگی بی دغدغه را از سر بپرانم و به ديدن همان خوابهای خوش بسنده کنم .....

 

تو سرگذشت من نبود جز غم و دلشکستگی

عمری گذشت و از تنم هنوز نرفته خستگی

 

از دست روز و روزگار خسته و دلگير شدم

تا چشم به هم گذاشتم ديدم عجب پير شدم

 

تو گير و دار زندگی وقتی که سرخورده شدم

منم با برگای خزون ريختم پژمرده شدم

 

خوشبختی با پرنده ها پر زد و رفت تو آسمون

اونقده دور شد که از او ن نه نامی موند و  نه نشون

 

تو کش و قوس روزگار از اين ديار به اون ديار

به هر کجا که پام می رفت از اونجا رفته بود پاهام

 

از بازی های زندگی غبار غم به روم نشست

هر وقت ديدم اميدی نيست، دلم گرفت قلبم شکست

 

 

!! ????? ??? ???? رنگین کمان | 12:11 | چهارشنبه 1384/09/02